seyedrezabazyar>

مشاورین کرمان

++این مطلب توسط احسان افشارمنش تهیه و نشر گردیده است++
مشترک روزنامه مشاورین شوید
پس از تکمیل فرآیند ثبت نام، ایمیل دریافتی را تایید نمایید.
یادداشت سردبیر

زکات علم، نشر آن است!

دوستان و همراهان وبسایت مشاورین :

کلام آغازین را از مدیریت محترم وبلاگ بیان وام می گیرم; هر وبلاگ می تواند پایگاهی برای نشر علم و دانش باشد. بهره برداری علمی از وبلاگ ها نقش بسزایی در تولید محتوای مفید فارسی در اینترنت خواهد داشت. انتشار جزوات و متون درسی، یافته های تحقیقی و مقالات علمی از جمله کاربردهای علمی قابل تصور برای ,بلاگ ها است.همچنین وبلاگ نویسی یکی از موثرترین شیوه های نوین اطلاع رسانی است و در جهان کم نیستند وبلاگ هایی که با رسانه های رسمی خبری رقابت می کنند. فراموش نکنیم که زکات علم نشر آن است و برای سهیم کردن دیگران در آنچه کسب کرده ایم لحظه‌ای نباید درنگ کنیم.

طرح تحول بنیادین که سال های تحصیلی  کنونی آغازی عملی بر تئوری مطرح شدۀ آن به شمار می‌آید ما را برآن داشت تا همسو با این تحول عظیم در عرصۀ تعلیم و تربیت دانش‌آموزان این مرز و بوم گام برداریم و نشریه‌ای داخلی تهیه و انتشار دهیم و از این طریق هم‌قدم با دیگر همکاران در این راه دشوار حرکتی رو به جلو داشته باشیم. نظام آموزشی جدید که از آن با نام «شش،سه،سه» یاد می‌شود تنها یک نام و تقسیم بندی صرف نیست و از همین ابتدای امر با بحرانی که برای تامین مدرس مقطع ابتدایی و اختلالی که در ساعات تدریس همکاران مقطع راهنمایی ایجاد کرده خود حاکی از نیازمندی ما به برنامه‌ریزی‌های بیشتر در این زمینه می‌باشد.

سال تحصیلی 92-91 برگی مهم در کتاب تاریخ آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌گردد و آغازی بر این تحول  .نظام آموزشی جدید ظرفیت‌های بالقوۀ زیادی برای پیشرفت و اعتلای سطح کیفی آموزش در ایران را دارا است و این موضوع را می‌توان از مشاهدۀ پیشرفت کشورهای دیگری که مدل آموزشی مشابه ما را تجربه می‌کنند برداشت کرد. پیشتر طرح های جزئی و کلی دیگری را در این زمینه امتحان کرده‌ایم. برای نمونه نظام ترمی واحدی را همگی به خاطر داریم که پس از مدتی بدلیل مشکلات عدیده‌ای که ایجاد کرد به راحتی کنار گذارده شد. در پایان باید خاطرنشان کنم که اگر تمایل داشته باشیم سند تحول بنیادین سند افتخار آموزش و پرورش باشد نیاز به همکاری جمعی در این زمینه خواهد بود و برهیچ‌کس پوشیده نیست که در صورت عدم همکاری جمعی، با نواقص نظام قدیم که طرح جدید از لحاظ تقسیم‌بندی پایه‌ها به آن شباهت دارد برخورد خواهیم کرد. 

                                                                                       

احسان افشارمنش
آخرین نظرات

آن طرف دیوار کنکور چه خبر است؟

شنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۴، ۱۲:۱۶ ق.ظ

جیک جیک مستونت بود، فکر زمستونت نبود!

زمستانِ سرد امتحان‌ها که سروکله‌اش پیدا می‌شود، خیلی‌ها حکایت آن گنجشک بیچاره را پیدا می‌کنند و اگر شانس بیاورند می‌توانند امتحان‌ها را با تقلب و ابزارهای مناسب و نامناسب (!)، دوام بیاورند و این زمستان مردافکن را رد کنند. 
شب امتحان
روایت است شب امتحان از هزار شب بهتر است! دیگر سر و صدا، خواب و هزار بهانه‌ موجه و غیرموجه داشته باشید، باز با تمام وجود تا صبح پای کتاب می‌مانید. با تمام انرژی، تمرکز، توان و با ابزارهای خواب‌زدایی می‌نشینید پای همان کتاب‌هایی که قبلا حال خواندنش را نداشتید. میزان پیچاندن مطالب هم  با نزدیک شدن به صبح رابطه مستقیم دارد و تازه می‌شود با جمله‌ «خوب اینو که بلدم...اونم که...» وجدان‌دردهای موضعی را هم کاهش داد. البته در میان دانشجوها شایع‌تر است که تا جایی که نمره پاس شدن تضمین شود، بیدار ماندن طول می‌کشد. شاید بشود در دانشگاه تعداد معدودی از امتحان‌ها را زیرسبیلی رد کرد، اما درس‌های تخصصی که حتی به‌اصطلاح «کتاب‌باز» هستند، حال‌تان را می‌گیرند. ناگفته نماند که حتی در دانشگاه هم می‌شود با این متد دیرینه(!) درس‌ها را پاس کرد و خیلی شیک و تمیز مدرک هم گرفت. اما تنها دانشی که برایتان باقی می‌ماند رسوبات ذهنی‌تان است، یعنی آن درس‌هایی که خوب فهمیدید و در سوال حل کردن‌شان استاد شده‌اید. یک مفهوم با حداقل سه بار تکرار در دوره‌ زمانی مختلف می‌تواند در خاطرتان بماند. این متد به دانشگاه هم ختم نمی‌شود و شما را یک آدم دقیقه نودی بار می‌آورد؛ همان‌قدر که احتمال گل‌زدن دارد، احتمال گل‌خوردن هم هست!
نگاهت را از من بگیر، برگه‌ات را نه!
یکی از ابزارهای دیرینه امتحان، تقلب است و با شیوه‌های متنوعی همراه با پیشرفت تکنولوژی جلو می‌رود. اما مرسوم‌ترین شیوه‌اش نگاه دزدکی به برگه بغل‌دستی است. راستش اسم آن دزدی هم نیست، چون شما چیزی از بغل‌دستی کم نمی‌کنید، بیشتر دارید از خودتان دزدی می‌کنید و خودتان را از چیزی محروم می‌کنید که می‌گویند طعم شکست و ندانستن!  وارد دانشگاه هم که بشوید تقلب با متدهای پیشرفته‌تری ادامه پیدا می‌کند؛ تازه مسیرش هم هموارتر می‌شود. پایان‌نامه‌تان را هم بعد از چهار سال تقلب در امتحانات، می‌دهید کسی انجام می‌دهد و خیلی راحت تحویل می‌گیرید. اگر فکر می‌کنید بعد از آن دوره تقلب به پایان رسیده، سخت در اشتباهید. در مصاحبه‌های کاری، جلسه خواستگاری(!)، محل کار و حتی در هنگام مرگ هم می‌شود کلی تقلب کرد. البته از سیستم آزمون شب قبر اطلاعاتی در دست نیست، اما خواستن توانستن است! حالا در نظر بگیرید که اصلا بیایند سر تمام امتحانات بگویند ما کاری به کار شما نداریم، هرچه‌قدر می‌خواهید تقلب کنید! همه هم با معدل‌های خوب هر مدرکی که می‌خواهند می‌گیرند. به نظرتان سر این آدم‌های متقلب چه می‌آید؟ اگر با یک مسئله‌ای مواجه شوند که قبلا کسی حلش نکرده، از کجا و از چه کسی می‌توانند تقلب کنند؟ شاید بگویید: «خوب آن زمان می‌نشینند فکر می‌کنند!» مشکل اینجاست که ذهنی که تا به حال فکر نکرده، چطور می‌خواهد مسئله‌ای را حل کند که تابه‌حال کسی حل نکرده!؟
نمره؛ کعبه و مقصود من!
از تمام بدوبدو کردن‌ها فقط یک نامه اعمال یا همان برگه امتحان می‌ماند و یک نمره! نمره گرفتن هم به دانش شما، حال استاد، رابطه استاد با شما، میزان بافتن و درهم یا تمیز نوشتن بستگی دارد. کنکور اولین جایی است که همان فاکتور اول، یعنی دانش می‌آید وسط و جواب آخرتان مهم می‌شود. البته این سیستم جواب آخر حتی تا سه رقم بعد از اعشار(!) در خیلی از درس‌های دانشگاهی (مخصوصا بچه‌های فنی- مهندسی) همچنان کار می‌کند؛ برای همین هم هست که استاد سه‌سوته برگه تصحیح می‌کند. درست مثل دبیرستان حتی چندین برابر بیشتر. یک فاکتورطلایی به اسم رابطه استاد با شما هم هست که آن را باید با پاچه‌خواری و شیرین‌زبانی در طول ترم به‌دست بیاورید و نشان دهید دانشجوی درس‌خوانی هستید. آویزان شدن و قدرت بیان بالا هم بعد از دادن نمره‌ها خیلی تاثیر دارد؛ بالاخره تعداد اقوام مرده، شرایط بد اقتصادی، سیل و سایر بلایای طبیعی و غیرطبیعی هم به کمک شما می‌آیند. 
بالاخره نمره هم می‌گیرید یا رتبه کنکورتان هم می‌آید و آخرش هم فارغ‌التحصیلی از راه می‌رسد. حالا فکر می‌کنید نمره‌ دانشی که حداقل 16 سال کسب کرده‌اید چقدر است؟ 
شعار نمی‌دهم که نمره مهم نیست، اتفاقا خیلی هم مهم است. وقتی وسیله ارزشیابی نباشد، از کجا معلوم می‌شود چه کسی راه درست می‌رود و چه کسی بیراهه!؟ تنها سیخونکی که قبل از امتحانات می‌خواهم به پهلوی مبارک‌تان بزنم این است که بد است اگر بدانیم 4 نمره منحرف شده‌ایم ولی بدتر آن است که ندانیم راه کج‌مان چند نمره بوده و ندانیم چه‌قدر راستش کنیم.
  • احسان افشارمنش

نظرات (۱)

  • پارسا مظفری
  • هر دفعه میگم از نوبت بعدی شروع میکنم ولی نمیشه که نمیشه

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">